Jump to content

This is TruthLoveEnergy: A Michael Teachings Collaborative Community - We are a collaborative community of studying, sharing, and archiving of The Michael Teachings as channeled through Troy Tolley since 1988.   BASIC INTRODUCTION

 

There are many SERVICES available - Order an Essence & Personality Profile, join a private Personal Open Floor chat with Michael, find out your 9 Pillars, discuss Past Lives, ask about relationships, and schedule time to discuss anything and everything with Michael through Troy.    SCHEDULE A SESSION

Do You Need SUPPORT? - Community Support and Official Support are available for members! Support Tickets receive responses as fast as we can, so please be patient. We are a very small team! Community Support is dependent upon member responses.   SUPPORT TICKETS COMMUNITY SUPPORT

Check out our ever-evolving LIBRARY? - Explore our archiving of decades worth of material channeled through Troy from Michael. This Library is a collaborative effort and shows the power of community.  STUDY LIBRARY

Learn More About Your HOST & CHANNELING - Learn more about Troy through his blog and feel free to ask him about anything related to his work as a channel! You will receive a response ASAP.   30 THINGS ABOUT TROY ASK THE CHANNEL TROY PLAYS GAMES

نقش های ذات یا روح (The roles of essence or soul)


Recommended Posts

هسته ای ترین قسمت وجود ما "نور یا جرقه" نام داره، و این نورها که از تائو (خدا یا منبع همه چیز) جدا شدن، در نهایت برای تجربه کردن جهان یک نقش رو انتخاب میکنن. مثل انتخاب یه نوع ماشین یا وسیله نقلیه برای سفر در جهانه. بعد از تجربه کردن زندگی های زیاد در این نقش، مثل یادگیری رانندگی، میتونین سریع تر و آسون تر رانندگی کنین و کم کم یاد میگیرین از مسیر ها و جاده های جدیدی عبور کنین.

 

نقش شما در طول کل این چرخه ثابته، و با گذشت زندگی ها و کسب تجربه بهتر میتونین در این نقش خودتونو ابراز کنین.

 

نکته: اگرچه روح فقط میتونه یک نقش داشته باشه، اما نقش های ثانوی یا "قالب" هم وجود دارن و بیشتر از نقش روحی در زندگی قابل مشاهدن. ما در زندگی روزمره از طریق "قالب" خودمونو ابراز میکنیم. در حالی که نقش موقعی که "میدرخشیم" نمایان میشه.

 

هیچ نقشی بهتر از دیگری نیست. بعضیا فکر میکنن که مثلا فرمانروا از خدمت گزار بهتره. اما از نقطه نظر روح یا ذات، اگه میخواستیم فرمانروا باشیم پس فرمانروا میشدیم. نقش ها نوع "بودن" ما رو توصیف میکنن و خط کشی برای اندازه گیری ارزش ما نیستن.

 

مهمه که به یاد داشته باشین اسم هایی که برای نقش‌ها استفاده میکنیم فقط برای راحتین و نباید به معنای واقعی کلمه در نظر گرفته بشن. به عنوان مثال، یه کشیش میتونه یه کشاورز یا یه لوله کش یا یه قاتل باشه. یه خدمت گزار هم ممکنه یه خانه دار یا قاتل زنجیره ای باشه. هر نقش به شکل های متفاوتی خودشو در زندگی نشون میده.

 

هر نقش دارای یک قطب مثبت و منفیه که طیف بالقوه رفتار هایی که یک روح میتونه داشته باشه رو توصیف میکنه. فرد در قطب منفی از روی ترس و در قطب مثبت از روی عشق رفتار میکنه.

 

به خاطر عوامل متعدد، تشخیص نقش ممکنه سخت باشه. مثل تأثیرات والدین، فرهنگ، جنسیت و شرایط محیطی، بنابراین موقع مطالعه صبور باشین.

 

با اینکه تنها 7 نقش در جهان هست که میتونیم از بین اونا انتخاب کنیم، اما این به هیچ وجه محدودیتی برای روح نیست. علاوه بر نقش، عوامل زیادی وجود داره که هر روح رو منحصر به فرد میکنه!

 

یکی از رایج ترین اعتراضات به این سیستم اینه که "من دوست ندارم تو یک دسته بندی محدود بشم" یا "من سیستم هایی رو دوست ندارم که به افراد برچسب می زنن."

 

میخوام یادآوری کنم که هدف این سیستم محدود کردن یا برچسب زدن به کسی نیست. میشه گفت مایکل فقط داره درمورد اینکه ما معمولاً از چه الگوهایی استفاده میکنیم به ما اطلاع میده. شما توسط این ویژگی ها محدود نمیشین، بلکه ترکیب نقش، قالب، هدف، حالت، نگرش، مانع اصلی، کانون، تعادل انرژی مردانه/زنانه، فرکانس و نوع بدنیتون مشخص کننده اینه که چه کسی هستین و چگونه با دیگران تعامل دارین.

 

علاوه بر این، همذات (یا "همزاد") هر فرد در شخصیتش تاثیر قابل توجهی داره. با این حساب، ترکیبات شخصیتی ای که ممکنه وجود داشته باشه از تعداد کل انسان های رو زمین بیشتره! پس اگه احساس میکنن به شما برچسب زده شده، بدونین که اون برچسب احتمالا در دنیا تک عه!

 

7 نقش روح: خدمت گزار، هنرمند، جنگجو، پژوهشگر، حکیم، کشیش ، فرمانروا

 

نقش های الهام بخش: خدمت گزار و کشیش

 

خدمت گزار ها به صورت فردی و خصوصی به ما الهام میدن، در حالی که کشیش ها در مقیاس انبوه اینکارو میکنن. خدمت گزار ها جهان رو به عنوان مهمونای محترم خودشون می بینن، در حالی که کشیش ها جهان رو به عنوان یک جماعت یا "پیرو" می بینن.

 

خدمت گزار

 

image.png

 

حرفایی که ممکنه از یک خدمت گزار بشنوین:

" من به طور کلی هر درخواستی که معقول باشه رو قبول میکنم. دوست دارم انگیزه ایجاد کنم تا کارها انجام بشن. من کارآمدم و حواسم به جزئیات مهمی که بقیه معمولا فراموش می کنن هست. اگر قرار باشه بریم پیکنیک من کسیم که یادشه با خودش کبریت و قوطی باز کن بیاره. گاهی اوقات فکر می‌کنم میدونم چه چیزی برای بقیه بهتره و کاری میکنم اون اتفاق بیفته. دوست دارم کارها به روش من انجام بشن و بقیه متوجهش نمیشن.

بیشتر آدمها به قدر کافی محبت دریافت نمیکنن پس من در قلبمو براشون باز میکنم. از افرادی که بیمارن مراقبت می کنم یا برای تولدشون کادو می خرم. اهمیت دادن چیز مهمیه و من براش ارزش زیادی قائلم."

 

خدمت گزارها با خدمت کردن به دیگران، حتی زمانی که از این موضوع آگاه نیستن، الهام بخشن و از دیگران مراقبت میکنن. وجود یک خدمت گزار میتونه مثل یه نعمت باشه، چون اونها مایلن که به نیازهای دیگران رسیدگی کنن و در کنار اونها بودن الهام بخشه. خدمت گزار ها کسایین که در موردشون ترانه ها و شعرهای عاشقانه سروده میشه. خدمت گزارها در سطح ذاتی میدونن که سریع‌ترین راه برای پیشرفت معنوی، خدمت به دیگرانه. خدمت گزاران بزرگترین بخش یعنی 25% از جمعیت روح هارو تشکیل میدن. اگرچه این مقدار در هر منطقه متفاوته.

 

خدمت گزاران از این جهت که به کنترل کردن علاقه دارن بیشتر شبیه فرمانروا ها هستن. به عنوان مثال، یک خدمت گزار با هدف تسلط و حالت قدرت، میتونه به راحتی با یه فرمانروا اشتباه گرفته بشه. تفاوتشون در اینه که اونها به شیوه ای کنترل می کنن که همیشه واضح نیست. اونها بیشتر اوقات مشغول کنترل زندگی خودشونن و ممکنه نخوان کاری رو به دیگران بسپرن چون ممکنه به خوبی خودشون نتونن مسائل رو مدیریت کنن.

موقعی که حس کنترل ندارن ممکنه ناراحت و عصبی بشن و در این موقعیت احساس بردگی کنن. خدمت گزارها اغلب انقدر مشغول مراقبت از دیگرانن که زمان کمی رو برای خودشون صرف میکنن. در مقایسه با کشیش ها، که در قبال رشد معنوی دیگران احساس مسئولیت میکنن، خدمت گزارها هم به نیازهای جسمانی و هم نیاز های معنوی دیگران رسیدگی میکنن.

 

خدمت گزار ها به دلیل اوردینال بودن ترجیح میدن بیشتر با دیگران در سطح فردی ارتباط داشته باشن. اونها حس عشق و محبت رو از نزدیکان و خانوادشون میگیرن.

 

خدمت گزارها اغلب به سمت شغل هایی جذب میشن که در اون از دیگران مراقبت میکنن. مثل: پزشک، پرستار، کار در خدمات غذایی، مکانیک، برنامه نویسی کامپیوتر، حسابداری، سیاست، یا خدمات اجتماعی.

 

قطب مثبت خدمت گزار | + خدمت

حمایت کننده، مراقبت کننده، خونگرم، مهربون، دوست داشتنی، الهام بخش، مردمی، با صلاحیت، توانا، اهل عمل، قابل اعتماد، فداکار

قطب منفی خدمت گزار | - اسارت

ناامید، به اسارت گرفته شده، قربانی شده، شهید، فریبکار، کنترل کننده، بیش از حد مایه گذاشتن. سرکوب کردن خود، مطیع

 

 

کشیش

 

image.png

 

دغدغه کشیش ها رفاه معنوی مردمه. کشیش ها به مردم یادآوری میکنن که باید به رشد معنویشون هم اهمیت بدن. اونها در هر لحظه آمادن تا به دیگران بگن که برای پیشرفت باید به چه سمتی برن و به دیگران انگیزه میدن تا اون کارو انجام بدن. کشیش ها یک نقش فرکانس بالا هستن و در زندگی و درس ها با سرعت حرکت میکنن. کشیش ها انقدر مایلند که تو زندگی به جلو حرکت کنن و به درس های بعدی برسن که اغلب بدون بررسی عواقب این کارو انجام میدن. اونها معمولاً سعی میکنن نقش های کندتر از خودشونو متقاعد کنن تا با اونا به جلو حرکت کنن. بی‌توجهی اونا به عملی بودن ایده هاشون در سطح فیزیکی گاهی اوقات باعث اعصاب خوردی دیگران میشه، مخصوصا نقش های خاکی ای مثل جنگجو، فرمانروا و پژوهشگر.

 

کشیش ها مثل خدمت گزار ها، وحدت و یکپارچگی کل خلقت رو حس میکنن و برای دیگران احساس شفقت ذاتی ای دارن. اونا شفا دهندگان خیلی خوبی هستن و همچنین از تشویق کردن و انگیزه دادن به دیگران لذت میبرن، و توانایی اینو دارن که موانع سر راه دیگران رو تشخیص بدن.

کشیش ها از بقیه نقش ها علاقه بیشتری به سیاست دارن.

 

مثل حکیم ها، کشیش ها ترویج دهنده و سخنور های خیلی خوبی هستن، البته کشیش ها بیشتر از حکیم ها نگران اینن که دیگران توصیه های اونا رو قبول کنن.

در قطب منفیشون تعصبی، بیش از حد مشتاق و آتیشی میشن و بدون دلیل موجهی جنبش هایی رو ترویج میدن. به طور کلی، نقش کشیش ها اینه که دیگران رو به سمت پیشرفت معنوی سوق بدن و به بقیه یادآوری کنن که سطح فیزیکی کل واقعیت این دنیا نیست.

به دلیل اینکه کشیش ها مثل حکیم ها و فرمانروا ها یک نقش کاردینال هستن، جمعیتشون نسبتا کمه (8%)

 

قطب مثبت کشیش | + شفقت

الهام بخش، دلسوز، حامی، پر تلاش، مشتاق، راهنمای معنوی، آگاه از لحاظ احساسی، التیام بخش، خونگرم

قطب منفی کشیش | - تعصب

متعصب، بیش از حد مشتاق، آتیشی، بی فکر، بی توجه به منطقی یا کاربردی بودن ایده ها، بدور از واقعیت، خرافاتی، مبلغ مذهبی، مبهم

 

نقش های ابرازگر: هنرمند و حکیم

هنرمند چیزهای جدیدی خلق میکنه و به دنیا ارائه میده، در حالی که حکیم ما رو سرگرم میکنه و به ما یادآوری میکنه که بخندیم. هنرمند بیشتر به صورت فردی و خصوصی عمل میکنه در حالی که حکیم دوست داره روی گروه ها و جوامع تأثیر بذاره. هنرمند دنیا رو به عنوان یک پروژه مثل یه مجسمه یا بوم نقاشی میبینه، در حالی که حکیم دنیا رو به عنوان مخاطب یا همبازی خودش میبینه.

 

هنرمند

 

image.png

 

کار هنرمند خلق کردنه. اونها هر چیزی که قبلاً وجود نداشته رو در سطح فیزیکی ایجاد میکنن. این نه تنها شامل اشیاء فیزیکی، بلکه شامل ایده ها، احساسات و مفاهیم هم میشه. هنرمندان سیال ترین نقش هستن. یعنی فرکانس بالایی دارن.

 

اونها از چند جهت مختلف دنیا رو میبینن، و بنابراین میتونن بهتر بفهمن که چه خلاقیت های جدیدی رو میشه ارائه کرد. برای هنرمندان، سطح فیزیکی به دلیل غیرمنعطف و کند بودنش میتونه دشوار ترین سطح باشه. در سطح های دیگه چیزهایی که خلق میکنن فورا شکل میگیرن. هنرمندان میتونن حال و هوای هر فضایی رو عوض کنن. اونها به دلیل توانایی ذاتیشون در خلق کردن بسیار قدرتمندن، اگرچه اغلب پشت شخصیت های ساده یا عجیب و غریب پنهان میشن.

 

از اونجایی که یک نقش اوردینال هستن، معمولا ساکت ترن و روابط فردی و شخصی رو به جمعیت زیاد ترجیح میدن. به دلیل اینکه خلاقیت برای این سیاره خیلی مهم و اساسیه، هنرمندان با مجموع 22 درصد، بخش نسبتاً بزرگی از جمعیت جهان رو تشکیل میدن.

 

هنرمندان عجیب ترین نقش هستن. اگه بخوان میتونن شبیه هر نقش دیگه ای به نظر برسن. همینطور که هنرمندان از لحاظ تکاملی پیر تر میشن، بیشتر حس میکنن که خارج از عرف جامعه قرار دارن. اونا همچنین ممکنه علاقشون نسبت به فعالیت در سطح فیزیکی رو از دست بدن و "در لاک خودشون فرو برن" و میتونن خیلی خونسرد و بیخیال به نظر برسن.

 

هنرمند ها گاهی اوقات به عنوان یک "هنرمند" در جامعه زندگی میکنن، اما همیشه اینطور نیست. با این حال تو هر کاری که انجام میدن، از روشهای منحصر به فرد و خلاقانه استفاده میکنن.

 

در جامعه کنونی، هنرمند ها معمولا با زن بودن راحت‌ترن، چون خلاقیت برای زنان در جامعه بیشتر پذیرفته شده. البته این کم کم داره تغییر میکنه، و تعداد بیشتری از هنرمند ها دارن بدن مردانه رو انتخاب میکنن تا لطافت و خلاقیت رو به تعریفمون از "مردانگی" اضافه کنن.

 

در قطب منفیشون، هنرمندان خودفریبن، چون میتونن در هر موقعیتی برای خودشون یک واقعیت دیگه درست کنن و در نهایت از واقعیت دور بشن.

 

قطب مثبت هنرمند | + خلق کردن

خلاق. نوآور. غیر عادی. خود جوش. بینش گسترده. نامتعارف. خودکفا. قوه تخیل بالا. رویابین. مبتکر. تغییر دهنده حال و هوا. شوخ و اهل بازی

قطب منفی هنرمند | - خود فریبی

خود فریبنده. مصنوعی. خود تخریبی. بی احساس. سهل انگار. بی احتیاط. عجیب غریب. دلسرد. نامرئی. به راحتی از مسیر منحرف شدن، تحت تأثیر قرار گرفتن یا قربانی شدن. دمدمی مزاج

 

حکیم

 

image.png

 

یه حکیم چجوری فکر میکنه؟ این یه توضیف اغراق آمیز از نحوه فکر کردن یک حکیمه:

" نه، منظورمو اشتباه متوجه شدین. دقیقاً منظورم این بود که وضعیت همستر وخیمه، نه مهلک. گوش کن، باید متوجه حرفم بشی. در واقع بهتره یه جا بنویسمش تا آدمای بیشتری بشنون. این همستر قبلاً رنج کشیده و دوباره هم رنج خواهد کشید، اما اون در برابر شرایط سخت مقاومت میکنه، همونطور که شما الان دارین مقاومت میکنین. بزار ببینم، هنوز فکر نمی کنم کاملا ًحرفامو درک کرده باشین.

چطور میتونم به شکل دیگه ای بیانش کنم؟شاید اگه طنز آمیزتر بگم بهتر باشه یا شاید باید یهویی بگم تا غافلگیرتون کنم؟ نه، فکر کنم به صورت تصویری شرح کنم بهتره. الان میرم لباس همسترمو میپوشم. شاید اگه اینطوری درباره مصیبت همسترها بهتون بگم درباره مشکلات الانتون احساس بهتری پیدا کنین..."

 

حکیم ها خبر رسان، انتشار دهنده و حقیقت گو هستن. و به نقش های دیگه اطلاع میدن که چه خبره. وظیفه اونها اینه که ما رو در جریان اتفاقات قرار بدن، اما بر خلاف کشیش ها خیلی نگران رشد معنوی دیگران نیستن. با این حال، از دیگران انتظار دارن که بهشون توجه کنن. حکیم ها ابراز کنندگان جهان هستن و هر حکیم به اینکه چطوری خودشو ابراز کنه توجه زیادی داره. حکیم ها از مراوده و حرف زدن لذت میبرن و با کلمات بازی میکنن و میتونن خیلی پرحرف باشن. اونها شوخ‌طبع‌ترین و سرگرم‌کننده‌ترین نقش‌ هستن و به کار در رسانه های مختلف علاقه دارن. اونها از طریق طنز آموزش میدن و به مردم نشون میدن که زندگی میتونه فراتر از یه چیز روزمره و کسل کننده باشه. اونها از داشتن مخاطب و رسوندن صداشون به دیگران لذت میبرن.

 

با اینکه تنها ده درصد از جمعیت روح ها حکیمن، اما انقدر تو چشمن که تعدادشون بیشتر به نظر میرسه! البته در سن روحی پیر آروم تر میشن. این موضوع برای همه ی نقش ها صدق میکنه.

 

حکیم ها توانایی ذاتی ای در پیدا کردن حقیقت دارن. اونها تیزبین و دانا هستن و ممکنه خیلی احساساتی باشن. فروشنده و نویسنده های خوبی میشن.

 

حکیم ها شنونده های خوبی هستن و همیشه مشتاقن مطالب جدیدی رو که پیدا میکنن به دیگران منتقل کنن. حکیم ها همینطور شایعه پراکن و منتقدان عالی ای هستن. اونها عاشق خلق کردن صحنه و نمایش برای سرگرم کردن دوستاشون هستن.

 

در قطب منفیشون، حکیم ها میتونن پرحرف یا بیش از حد دراماتیک باشن. حکیم ها مطالب نوشتاری رو دوست دارن و ممکنه به جمع آوری مقالات، مجلات و هر چیز آموزنده ای علاقه داشته باشن.

 

قطب مثبت حکیم | + انتشار

ابراز کننده. راستگو. کنجکاو. سرگرم کننده. شوخ. با بصیرت. دراماتیک. مجذوب کننده. عاقل. دوستانه. خوشرو. زرنگ. رنگارنگ. آموزنده.

قطب منفی حکیم | - گزاف گویی

نطق کردن. زیاد حرف زدن. فریب دادن. زیادی جلب توجه کردن. پر سروصدا. بی مزه. بیش از حد دراماتیک. مغرور. خود بیمار انگار. عادت به شایعه پراکنی و غیبت.

 

نقش های کنشی: جنگجو و فرمانروا

جنگجوها محافظان و سازندگان دنیای ما هستن و به ما انگیزه میدن و حس وفاداری رو القا میکنن، در حالی که فرمانروایان مردم رو به صورت جمعی به حرکت درمیارن. جنگجوها جهان رو به عنوان کشور یا چالش میبینن، در حالی که فرمانروایان جهان رو به عنوان یک پادشاهی یا قلمرو میبینن.

 

جنگجو

 

image.png

 

جنگجوها سازمان دهنده، مدافع و متقاعد کننده هستن. اونها زندگی رو به شیوه ای کارآمد مدیریت میکنن و از طریق عمل یا زور خودشون رو در دنیا ابراز میکنن. جنگجو ها افراد کنشگر، مصمم، متمرکز و توی رسیدن به هدفشون یکدنده ان. از هرج و مرج خوششون نمیاد و مثل چسبی هستن که جامعه رو به هم متصل میکنه. اونها در هر زمانی فقط روی یک چیز تمرکز میکنن.

 

جنگجویان 17 درصد از جمعیت جهان رو تشکیل میدن.

 

جنگجو ها از بقیه نقش ها تعداد زندگی های بیشتری دارن چون زودتر میمیرن به خاطر اینکه به سمت موقیعت های چالش برانگیز و خطرناک میرن. اونها از فعالیت و ماجراجویی در سطح فیزیکی لذت میبرن. البته در سطح روحی پیر آروم تر میشن.

 

جنگجو ها معلمان خیلی خوبی هستن، به ویژه برای بچه ها، چون متقاعد کردن، شکل دادن و نهادینه کردن ایده ها و الگوها از توانایی های ذاتی جنگجوهاست. اونها همچنین پدرانه/مادرانه، پرورش دهنده، محافظ و حامی ان، به ویژه برای عزیزانشون. بهترین استراتژیست ها جنگجوها هستن. اونها به دلیل توانایی سازماندهی و کارآمد و هدفمند بودنشون، در تجارت و صنعت عالی هستن.

 

جنگجو ها در بدن های مردانه راحت ترن، اما به منظور پیشرفت و برابری، در حال حاضر بیشتر از هر موقع دیگه ای بدن های زنانه رو انتخاب میکنن.

اونها از تواناییشون در متقاعد کردن و سازماندهی در هر زمینه ای استفاده میکنن، از جمله هنر، فروش، مدیریت، صنایع دستی، کار در نیروهای مسلح و اجرای قانون. جنگجو ها به شدت پایبند به اصولن و دوست دارن برای عدالت بجنگن. معمولا اصول گرا و محافظه کارن. اونها همچنین خیلی صادقن و به خاطر همین موضوعه که دروغگو یا سیاست مدارای بدی هستن. دوست دارن همه کارهارو به تنهایی انجام بدن و افراد زحمتکشی ان. تا موقعی که از خستگی نمردن میتونن به کار یا مبارزه ادامه بدن. جنگجو ها میتونن ژنرال‌ها و رئیس شرکت‌های خوبی باشن، البته معمولاً ترجیح میدن یه نفر دیگه در راس قدرت و تصمیم گیری باشه.

 

در قطب منفیشون میتونن تحمیل کننده و زورگو و حتی خشن باشن.

 

قطب مثبت جنگجو | + ترغیب

متقاعد کننده، سازمان دهنده، ترویج دهنده، کارآمد، پر انرژی، مدبر، رک، هدف مند، اراده قوی، پدرانه، پرورش دهنده، محافظ، ماهر، پایبند به اصول، سنجیده

قطب منفی جنگجو | - تحمیل

تحمیل گر. قلدر. کوته فکر. بیش از حد محافظه کار. بی بصیرت. خوددار از لحاظ احساسی. سرتق. خشن. منفجر شونده. طاقت فرسا

 

 

فرمانروا

 

image.png

 

یک فرمانروا ممکنه اینطوری فکر کنه:

"دوست دارم هر کاری رو به بهترین نحو انجام بدم. تسلط روی خودم به اندازه تسلط روی موقعیت ها برام مهمه و دوست دارم از نقش های دیگه برای کمک به رسیدن هدف هام استفاده کنم. من از دستور دادن و مسئولیت دادن به دیگران نمی ترسم و دوست دارم از توانایی ها و استعداد افراد استفاده کنم. من دوراندیش هستم و می تونم ببینم که چه اتفاقاتی پیش روئه. من موقعیت ها را در زمینه یک تصویر بزرگتر می بینم و دوست دارم مثل بازی شطرنج موقعیت رو از بالا کنترل کنم. با اینکه که دوست دارم کارها رو به دیگران واگذار کنم، اما همیشه خوبیشونو میخوام. دوست دارم مردم رو راضی کنم و اگه نتونم این کارو بکنم احساس میکنم به درستی روی موقعیت تسلط ندارم. از فتح کردن لذت میبرم، اما فقط برای نفع عمومی، تا همه بتونیم برنده باشیم!»

 

فرمانروا ها تلاش میکنن تا روی خود و محیطشون مسلط بشن و هر چیزی رو به کمال برسونن. اونها اغلب در مسیری که انتخاب میکنن حرف اولو میزنن و رهبران ذاتی و مشاوران خوبی هستن. اونها از طریق خدمت به مردم، عشق و وفاداری زیادی رو جذب میکنن. معمولا نجیب، مهربان و خیرخواه و دست و دلبازن. فرمانروایان توانایی ذاتی برای دیدن تصویر کلی دارن و با بیان اینکه چه کارهایی باید انجام بشه مردم رو هدایت میکنن و اونا رو به حرکت درمیارن.

 

اونها در متعادل کردن انرژی خبرن و با متوجه شدن اینکه کجا انرژی نیاز به تعادل داره، بر هر شرایطی مسلط میشن. به خاطر اینکه دوست دارن بر هر شرایطی مسلط بشن، میتونین فرمانروا ها رو در هر موقعیتی پیدا کنین، از یک فرد مشهور و پولدار گرفته تا یک فرد بی خانمان یا دوره گرد.

 

فرمانروا ها کمال گرا هستن و وقتی میخوان در حوزه ای که انتخاب کردن مسلط بشن، میتونن خیلی به خودشون سخت بگیرن. همچنین نسبت به خیلی چیزا احساس مسئولیت میکنن.

 

فرمانروایان میتونن در ارزیابی موقعیت ها کاملاً بی طرف و منصف باشن. این ویژگی در قطب منفی میتونه به شکل شفقتی بی رحمانه و ظالمانه به نظر برسه. اونها رهبران دینی، سیاست مدار، رئیس شرکت و در کل رهبران خوبی هستن. از اونجایی که تقاضا برای رهبر نسبت به پیرو کمتره، فرمانروایان خیلی کمی در هر زمان روی زمین وجود دارن (4%)

 

قطب مثبت فرمانروا | + خبرگی

چیره دست. کارشناس. نجیب. مطلع. جامع. استراتژیست خوب. رهبر ذاتی. خیرخواه. قدرتمند کاریزماتیک. عیب یاب. بی طرف، واقع بین. چشمگیر. اعتماد به نفس بالا. خونسرد.

قطب منفی فرمانروا | - استبداد

مستبد. مغلوب کننده. بی عاطفه. بی گذشت. بی صبر. طلبکار. انعطاف ناپذیر. مغرور. افراطی. ولخرج.

 

نقش تلفیقی: پژوهشگر

پژوهشگر تنها نقش "خنثی" اس، به این معنی که هسته مرکزی و یک میانجی بین همه نقش های دیگس. پژوهشگر زندگی رو مطالعه و مشاهده میکنه، گاهی اوقات به روش های عجیب و غریب، اما همیشه غرق در مطالعه چیزیه که برای ذاتش مهمه، از اعتیاد و ترس گرفته تا علم و دانش. این نقش انقدر مطالعه میکنه که در نهایت کل زندگی به موضوع مطالعش تبدیل میشه. این نقش تطبیق پذیره و گاهی اوقات میتونه مثل یک آفتاب پرست به نظر برسه. پژوهشگر جهانو به عنوان یک موضوع مطالعه یا موضوع جالب میبینه.

 

پژوهشگر

 

image.png

 

یه پژوهشگر ممکنه اینطوری فکر کنه:

"هومممم! این جالب به نظر میرسه. واقعاً دوست دارم بیشتر بدونم. کنجکاوم بدونم چیزی در این مورد نوشته شده یا کسی قبلاً اطلاعاتی در این مورد جمع آوری کرده یا نه. اگه وجود داره دوست دارم پیداش کنم. واسم سواله چه اتفاقی میفته اگه یکم با این اطلاعات ور برم و آزمایشش کنم. هیجان انگیزه. اگه نتایج عجیب و غریبی به دست بیارم جالب میشه.

چی؟ گفتی یه نفرو تو تبت میشناسی که درباره این موضوع تحقیق کرده و اونجا یه کتابخونه عظیم داره؟ بذار چمدونامو ببندم! عه، هیچ هواپیمایی به اونجا نمیره؟ خب پس باید تحقیق کنم که چطوری میتونم به تبت برم. بیا این نقشه ها رو مطالعه کنیم و چند کتاب در مورد تبت تهیه کنیم تا برای رفتن به اونجا آماده بشیم. چند تا دفتر یادداشتم برمیداریم تا از همه چیز یادداشت برداری کنیم."

 

پژوهشگر ها به سمت کسب و تلفیق دانش جذب میشن و به طور ذاتی کنجکاون. اونها در سطح ذاتی هر چیزی رو که در جهان اتفاق میفته ضبط میکنن تا چیزی فراموش نشه یا از قلم نیفته. اونها به کسب دانش در تمام حیطه ها (فکری، احساسی و فیزیکی) علاقه مندن.

 

پژوهشگر ها به عنوان نقش خنثی، تسهیل کننده و میانجی ای برای بقیه نقش ها هستن. اونها همچنین نقش های دیگه رو بهتر از دیگران میتونن درک کنن. موقعی که یک پژوهشگر تو جمع حضور داره معمولا همه چیز به آرومی پیش میره، چون اونها ثباتی رو فراهم میکنن که به نقش های دیگه اجازه میده کار خودشونو انجام بدن. دیگران اغلب برای کسب اطلاعات و شنیدن دیدگاه بی طرفانه به پژوهشگر ها مراجعه میکنن.

 

پژوهشگران حدود 14 درصد از جمعیت کره زمین رو تشکیل میدن.

 

پژوهشگر ها در بیشتر زندگی‌هاشون تمایل دارن که ساکت و نامحسوس باقی بمونن تا بتونن به جمع آوری دانش ادامه بدن. با این حال اگه بخوان مردمی تر و تاثیرگذار باشن میتونن خیلی قدرتمند باشن. این به خاطر اینه که ذخیره عظیمی از دانش در دسترس خودشون دارن.

 

پژوهشگر ها بیشتر اوقات از وجود این ذخیره عظیم دانش بی خبرن. تا اینکه کسی سوالی ازشون میپرسه و اونها در ذهن خودشون جوابی براش پیدا میکنن.

 

پژوهشگر ها در ابراز کردن افکار و احساساتشون مشکل دارن. مثل همه، اونها هم احساسات عمیقی رو تجربه میکنن، ولی به علت سختی در ابرازش ممکنه به نظر بی احساس یا تودار به نظر برسن.

 

پژوهشگر ها بیشترین سطح استقامت بدنی رو نسبت به هر نقشی دارن و میتونن شرایط سخت رو تحمل کنن. اونها تجربیات رو از لحاظ بدنی جذب میکنن تا جایی که یک تجربه قوی ممکنه شش ماه بعدش به صورت فیزیکی در جایی از بدنشون ظاهر بشه. به همین خاطره که علیرغم استقامتشون، ممکنه دچار مشکلات سلامتی بشن. این مشکلات بدنی حتی ممکنه از یک زندگی به زندگی بعد منتقل بشه; پژوهشگر ها نسبت به سایر نقش ها، از هیپنوتراپی و بازبینی زندگی های گذشته بیشتر از همه بهره میبرن.

 

قطب مثبت پژوهشگر | + دانش

ذاتا دانا. کنجکاو. صادق. راستگو. جامع. سخت کوش. پیگیر. دقیق. بی ادعا. روشمند. متفکر. باملاحظه. خاکی. مشاهده گر

قطب منفی پژوهشگر | - فرضیه

فرضیه باف. سردرگم. گیج. بیش از حد منطقی. منفعل. منزوی.  اظهار فضل کردن. طاقت فرسا. همه چی دان. از خود راضی. کند

 

 

منابع | Sources

 

·       https://www.michaeleducationalfoundation.com/theseven-roles

·       The Michael handbook by Jose Stevens

 

 

Edited by Zahra
  • LIKE/LOVE 2
Link to comment
Share on other sites

  • Zahra changed the title to نقش های ذات یا روح (The roles of essence or soul)

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!

Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.

Sign In Now
 Share

×
×
  • Create New...