Jump to content

This is TruthLoveEnergy: A Michael Teachings Collaborative Community - We are a collaborative community of studying, sharing, and archiving of The Michael Teachings as channeled through Troy Tolley since 1988.   BASIC INTRODUCTION

 

There are many SERVICES available - Order an Essence & Personality Profile, join a private Personal Open Floor chat with Michael, find out your 9 Pillars, discuss Past Lives, ask about relationships, and schedule time to discuss anything and everything with Michael through Troy.    SCHEDULE A SESSION

Do You Need SUPPORT? - Community Support and Official Support are available for members! Support Tickets receive responses as fast as we can, so please be patient. We are a very small team! Community Support is dependent upon member responses.   SUPPORT TICKETS COMMUNITY SUPPORT

Check out our ever-evolving LIBRARY? - Explore our archiving of decades worth of material channeled through Troy from Michael. This Library is a collaborative effort and shows the power of community.  STUDY LIBRARY

Learn More About Your HOST & CHANNELING - Learn more about Troy through his blog and feel free to ask him about anything related to his work as a channel! You will receive a response ASAP.   30 THINGS ABOUT TROY ASK THE CHANNEL TROY PLAYS GAMES

دوران گذار درونی (Internal Monads)


Recommended Posts

در کل دو نوع دوره گذار درونی و بیرونی داریم: دوره های گذار بیرونی مربوط به روابط مختلف ما با دیگرانه. در حالی که دوره های گذار درونی مربوط به رابطه ما با خودمونه.

هر دوره گذار درونی یک نوع نشونگر برای ذاته که بفهمه در زندگی در چه مقطعی قرار داره، و بفهمه که چه چیزی طبق برنامه پیش رفته.

 

ذات و شخصیت گاهی تجربیات متفاوتی از یک زندگی دارن و این نشونگرها یا دوره های گذار به شخصیت اجازه میدن تا همه تجربیاتشو "آپلود" کنه ، تا ذات بتونه در ایجاد زندگی نقش بیشتری داشته باشه. در طی این دوره ها برنامه های جدیدی ایجاد میشن، تغییراتی در نظر گرفته میشن ، افراد جدیدی وارد زندگی میشن و توافق ها و کارماهای جدیدی ایجاد میشن. فرد در قطب مثبت می‌تونه خودشو با زندگی و این تحولات وفق بده. اما در قطب منفی از سازگاری و وفق دادن خودش با تغییرات جدید مقاومت میکنه.

در طول هر زندگی 7 دوره گذار درونی وجود داره که هر فرد در طول رشدش از اونها عبور میکنه:

تولد، خودمختاری، استقلال، تجلی یا ثبات، بازآفرینی، بازبینی، مرگ

 

هر فرد بسته به سطح درک و تجربیاتش می تونه به راحتی یا به سختی از این گذارها عبور کنه. هیچ روش درست یا غلطی برای عبور از این دوره های گذار وجود نداره، ولی "گیر کردن" تو قطب منفی یکی از این گذار ها، می تونه از خیلی جهات روی زندگی فرد تأثیر بذاره و معمولاً برای شخصیت خوشایند نیست. بعضی ها از "گیر کردن" در جایی که هستن لذت میبرن و از اون موقعیت بهترین استفاده رو می‌برن. تکمیل نکردن یه دوره گذار جرم نیست. در واقع تقریباً 80 درصد روح ها در اولین تلاش و در طول یک زندگی نمیتونن دوره گذار چهارم رو تکمیل کنن و ممکنه چندین زندگی طول بکشه.

 

اگه دقیق تر بخوایم تعریف کنیم، "دوره های گذار" مثل همه چیز قطب مثبت و منفی دارن. و تو این کشمکش بین قطب مثبت و منفی تجربیات خیلی خوبی به دست میاد.

 

عملکردش به این صورته که وقتی یک دوره گذار رو شروع میکنین احساس می‌کنین که انگار "دو جبهه" درونتون شکل گرفته. یک طرف موضع مثبت تری رو اتخاذ میکنه، در حالی که طرف دیگه براتون چالش ایجاد میکنه و موضع منفی تری رو اتخاذ میکنه. این کشمکش ها در طول یک دوره گذار میتونن تنازع زیادی درونتون ایجاد کنن. نتیجه نهایی و تکمیل دوره گذار وقتی اتفاق میفته که درون خودتون تعادل پیدا کنین و خودتونو با تغییرات جدید وفق بدین و باهاش صلح کنین.

 

نکته: یک تصور غلط بین دانش آموزان مایکل وجود داره که تکمیل موفقیت آمیز یه دوره گذار خوب و تحسین برانگیزه و به نوعی به شما اعتبار بیشتری میده ، در حالی که تکمیل نکردن یا مقاومت در برابر فرایند یه دوره گذار نامطلوب و بده ، و اعتبار اون فرد رو پایین میاره. این حقیقت نداره. هر کسی تو بخشهای مختلفی از زندگیش موفقه و تکمیل کردن چهارمین دوره گذار عامل تعیین کننده ی ارزش یک فرد نیست.

 

همونطور که گفتیم به ندرت پیش میاد که یه فرد هر 7 دوره گذار رو در اولین تلاش تکمیل کنه. معمولاً فقط کسایی که تو سطح ششم یا هفتم‌ یک سن روحی قرار دارن میتونن این کارو بکنن. وگرنه معمولا تکمیل کردنشون چندین زندگی طول میکشه.

همونطور که میدونین ما برای تکمیل چرخه تناسخیمون روی زمین ۵ سن روحی رو طی میکنیم. ( ۲ سن دیگه هم خارج از سطح فیزیکی وجود داره)

سن روحی نوزاد، کودکی، جوان، بالغ، پیر، (ماورایی و لایتناهی)

هر سن روحی ۷ سطح داره.

و هر سطح ۷ دوره گذار داره.

 

image.png

 

برای تکمیل یک سطح روحی، شخص باید هر 7 دوره گذارو با موفقیت تکمیل کنه، و مهم هم نیست چند زندگی طول بکشه.

 

هر فرد در ابتدای هر زندگیش، این دوره های گذارو از اول مگیذرونه. اما ذات حاصل تلاش های هر شخصیتو حفظ میکنه و لزوما همه چیزو از اول شروع نمیکنین. مثلا ممکنه ذات شما در زندگی قبلیش تا دوره گذار چهارم پیش رفته باشه، در نتیجه در زندگی بعدی عبور از دوره گذار اول تا چهارم آسون تر میشه. و اگه بتونین پنجمین دوره گذارو تکمیل کنین، ذات یه مرحله به تکامل نزدیک تر میشه.

 

یک دوره گذار وقتی تکمیل میشه که شما سوالات مخصوص اون دوره گذارو تو خودتون حل کرده باشین و باهاش صلح کرده باشین.

لازمه بدونین که همه ی دوره های گذار از طرف قطب منفی شروع میشن و اگه بتونین قطب مثبت رو هم بپذیرین، تکمیل میشن. اگه یک دوره گذار ناقص باقی بمونه یا تو قطب منفی گیر کنه، روی زندگیتون تأثیر زیادی میذاره و همه گذار های بعدی به طور پیش فرض در قطب منفی باقی میمونن یا حتی اصلاً تجربه نمیشن.

 

 البته یه دوره گذار ناقصو میتونین در هر نقطه ای از زندگی تکمیل کنین. یعنی اگه شما درون چهارمین دوره گذارتون هستین ولی دوره گذار دومو با موفقیت تکمیل نکردین (که در نتیجه روی سومین دوره گذار هم تأثیر میذاره) ، میتونن یکجا به تمام این مشکلات بپردازین و دوره های گذار دوم و سوم رو باهم تکمیل کنین و در نتیجه دوره گذار چهارم رو هم تکمیل کنین.

 

به ندرت اتفاق میفته که ذات وسط زندگی، دوره گذار هفتم (مرگ) رو بدون مردن تکمیل کنه. تو این شرایط نادر، این شخصیت تمام دوره های گذار رو تموم کرده، و سپس زندگی رو از یک سطح جدید روحی شروع میکنه. این مثل داشتن "دو عمر در یک زندگی" عه. انگار میتونین زندگی اون فردو تو ذهن خودتون به دو قسمت تقسیم کنین. وقتی که این اتفاق میفته شخصیت نوعی مرگ و تولد "روانی-احساسی" رو تجربه میکنه.

 

اگرچه در اینجا هر دوره گذار رو با بازه های سنی مشخص کردیم ، اما همیشه توی این بازه های زمانی خاص اتفاق نمی‌افتن. فرهنگ ها و جوامع مختلف و انواع مختلف بدن، روی روند این گذارها تأثیر دارن. تکمیل کردن دوره های گذار تو فرهنگ هایی که طول عمر افراد فقط 20 ساله، با فرهنگ هایی که طول عمر افراد ممکنه 100 سال باشه خیلی فرق می‌کنه. اون دسته از فرهنگ ها و جوامعی که متراکم ترن و کمتر عمر میکنن، روح های نوزاد، بچه و جوان های سطح پایین رو به خودشون جذب میکنن. در حالی که روح های جوان سطح بالا، بالغ و پیر بیشتر به فرهنگ ها، جوامع و بدن هایی تمایل دارن که طول عمر بیشتری دارن.

 

۱. تولد

 

این دوره گذار درباره سازگاری بدن و شخصیت با چاکرای ریشه یا کانون غریزی (نیروی زندگی) هست.

 

بعضی از واسطه های مایکل فکر می‌کنن که اولین و آخرین دوره گذار همیشه با موفقیت تکمیل میشن چون به طور طبیعی اتفاق میفتن. این شاید منطقی به نظر برسه چون شما نمی تونین از مرگ فرار کنین و اگه متولد شدین، خب ، فقط متولد شدین و در کنترل شما نبوده.

 

این حقیقت نداره. چون نحوه متولد شدن، تأثیر محیط بر بدن، حتی ضربه زدن به نوزاد برای جیغ کشیدن میتونه به سازگاری بدن با چاکرای ریشه آسیب برسونه.

 

کانون غریزی تنها کانونیه که از زندگی های قبلی به شما منتقل میشه. مثل یک دیسک فلاپی که از یک زندگی برداشته میشه و در زندگی بعدی "وارد" میشه و حامل خاطرات عمیق، پرونده های کارمایی ، برنامه های شما برای این زندگی و غیره اس. تصور کنین یه کامپیوتر جدید گرفتین و یه سی دی نرم افزاری توش گذاشتین، بعد اون کامپیوترو پرت کنین، یا بهش لگد بزنین. حتی اگه کامپیوتر شما درجه یک باشه ، همچین ضربه ای میتونه کل سیستمو خراب کنه.

 

هدف از تکمیل اولین دوره گذار اینه که اطمینان حاصل بشه که کانون غریزی دست نخورده و هماهنگ با بدنه، وگرنه ذات نمیتونه "وارد" بدن بشه. یک روح به ندرت بلافاصله وارد بدن میشه، بلکه ازش مراقبت میکنه و به رشدش کمک میکنه و به تدریج در طی 7 سال اول وارد بدن میشه.

 

از اونجا که متولد شدن بارها و به روشهای مختلف اتفاق میفته ، ذات و شخصیت ها واقعاً تو این کار ماهر و خبره میشن. به همین دلیله که برای بعضیا منطقی به نظر میرسه که تولد و مرگ همیشه با موفقیت تکمیل میشن. چون جنبه های فیزیکی این رویدادها بخشی اجتناب ناپذیر از انسان بودنه.

این روند برای یک روح پیر تر کاملاً آشناس. اما اوایل چرخه تناسخی، این دوره گذار میتونه خیلی چالش برانگیز باشه.

 

در اکثر موارد فردی که دوره گذار اولو تکمیل نکرده باشه قبل از سه سالگی می‌میره. و اگه فرد به دوران کودکی برسه، کج خلقی های مستبدانه، جیغ زدن، وحشیگری و امتناع کردن توش برجسته میشه.

و اگه فرد بتونه به بزرگسالی برسه، نشونه های تکمیل نکردن این دوره گذار میتونه: بی ثباتی روانی و ناتوانی در فعالیت کردن در جامعه ، وابستگی به یک موسسه یا سرپرست برای اساسی ترین نیازها که شمارو از "دنیای واقعی" جدا میکنه باشه.

 

به عنوان یه بزرگسال ، نشونه های تکمیل دوره گذار اول زنده و سالم بودنه ، و اینکه به طور کلی بتونین در زندگی نقشی ایفا کنین.

 

۲. خودمختاری (حدودا سه سالگی)

 

این دوره گذار مربوط به سازگاری شخصیت با کانون جنبشی برتر، یا چاکرای خاجی هست.

 

با شروع دوره گذار دوم، کودک درباره همه چیز سوال می‌کنه و دنبال "چرا ها" ست. و به طور کلی کنجکاوه و میخواد از همه چیز سر در بیاره.

 

اگه کودک این دوره گذارو تکمیل کنه به این‌ معنیه که دیگه وابستگی شدیدی به سرپرستش نداره و هویتی پیدا می‌کنه، و در دوران بلوغش معمولا روابط سالمی داره.

 

به عنوان یک بزرگسال ، تکمیل کردن گذار دوم معمولاً به معنی توانایی ایجاد روابط صمیمی و محبت آمیز و روابط سالم جنسیه. و والدین رو به عنوان افرادی مستقل میبینه، نه منبع یا دلیل زنده بودنش.

نشونه های ناقص موندن دوره گذار دوم به محض بلوغ ظاهر میشن. خشونت ، عصیان کامل علیه همه چیز ، فحاشی جنسی (یعنی داشتن رابطه جنسی فقط برای جلب توجه)، و تجاوز و کناره گیری از هر نوع موسسه ای. (مثل مدرسه)

 

در بزرگسالی نشونه های ناقص بودن دوره گذار دوم شامل: مشکل در صمیمیت، فقدان مهارت های اجتماعی ، مشکلات رودوی ، تحت حمایت پدر مادر ماندن (نه فقط از لحاظ مالی) یا نیاز شدید به تأیید دیگرانه.

 

Quote

مایکل: دوره گذار دوم که خودمختاری نام داره، به معنی توانایی راه رفتن به تنهاییه و اغلب به اعتماد به نفس فرد مرتبطه. منظور ما از "اعتماد به نفس" این نیست که حتما بتونین جلوی جمع خوب صحبت کنین ، بلکه به این معنیه که شخص چقدر مایل به انجام کارهای ناآشنا عه. منظورمون از کار ناآشنا کارهایی نیست که به انجامشون علاقه ای ندارین ، بلکه کارهایی که حتی یکم علاقه به انجامشون دارین. مثل کارهایی که میدونین به نفعتونه و میدونین باید اونارو انجام بدین. مثل رفتن به مصاحبه برای شغلی که براتون مهمه، حتی اگه از مصاحبه کردن متنفرین. تکمیل دوره گذار دوم به این معنیه که شما به هر حال اون کارو انجام بدین ، حتی اگه دلتون نخواد. این به معنی اعتماد به نفس داشتنه.

 

۳. استقلال (حدودا ۱۲ - ۲۰ سالگی)

 

این دوره گذار مربوط به سازگاری شخصیت با کانون جنبشی یا چاکرای قدرته.

 

نشونه های تکمیل گذار سوم در بزرگسالی اینه که فرد بتونه در اکثر مواقع از رویارویی اجتناب کنه، و معمولاً از اول هم خودشو وارد دعوای الکی نکنه. در مورد اختلاف نظر ها مسالمت آمیزه. اگه کاری بهش نداشته باشن، "افراد مقتدر" و زورگو هارو به حال خودشون رها میکنه. و به کسایی که می‌خوان اقتدار خودشونو به رخ بقیه بکشن اجازه این کارو میده، و درگیر جدل و مبارزه دائمی با اونها نمیشه.

نشونه های ناقص موندن این دوره گذار شامل: مشکل داشتن با هر مرجع قدرتی، خشم و رویارویی های مداوم میشه، و اینکه علیرغم رفتار های مخربشون به دنبال پذیرفته شدنن.

 

Quote

مایکل: سومین دوره گذار استقلاله ، و با جدا کردن هویت خود از سرپرست و مرجع قرار دادن خود شروع میشه. نشونه اصلی تکمیل گذار سوم، توانایی تأمین کردن برای خوده. تأمین برای خود به معنی منزوی کردن خود به عنوان تنها منبع نیست، بلکه یعنی بدونیم کی و چگونه از بقیه کمک بگیریم. ناقص موندن این گذار به معنی درگیری های مداوم با هر کسی که بخواد دستور بده یا قدرت رو به دست بگیره هست. (یا شانه خالی کردن از مسئولیت مراقبت از خود.

 

۴. تجلی یا ثبات (حدودا ۳۰ - ۵۰ سالگی)

 

این دوره گذار مربوط به سازگاری شخصیت با کانون احساسی یا چاکرای قلب هست.

 

نشونه های ناقص موندن دوره گذار چهارم شامل: افسردگی ، نداشتن "هدف" ، احساس سردرگمی ، "تسلیم شدن" ، اضطراب ، ترس و/یا بیماریهای شدید ، بی تفاوتی و ماندن در گذشته ست.

 

نشونه های ناقص موندن این دوره در پنجمین دوره گذار تشدید میشن، و فرد به طور کامل تسلیم میشه و دائما از نارضایتی ها و مشغله های دردناک زندگیش حرف میزنه.

 

نشونه های تکمیل چهارمین دوره گذار شامل: دوباره بدست آوردن معصومیت، حس شگفتی، الهام گرفتن و داشتن هدف، پیدا کردن انگیزه برای ابراز وجود خود و زندگی کردن به طور دلخواه فرد میشه، که باعث میشه زندگی برای فرد معنا پیدا کنه.

 

این نشونه ها در پنجمین گذار مشخص تر میشن و فرد احتمالا به دنبال سفر، اکتشاف و ماجراجویی های جدیده. پروژه های سرگرم کننده برای خودش شروع میکنه و با افراد همفکر رفت و آمد میکنه.

 

Quote

مایکل: چهارمین دوره گذار تجلی نام داره، که با ارزیابی زندگی در میانسالی شروع میشه و فرد سعی میکنه مسیر زندگیش رو عوض کنه و طوری زندگیشو تغییر بده که ذاتش بتونه در زندگی تجلی پیدا کنه. بخشی از این فرآیند اینه که به دوران کودکی و جوونیش نگاه میکنه، و تو این یادآوری به دنبال چیزهاییه که قبلا باعث شادیش می‌شدن، و تلاش می‌کنه همون معصومیتو تو زندگیش به عنوان‌ یه فرد بالغ پرورش بده. تکمیل این دوره گذار به این معنیه که واقعاً خودتو دوست داشته باشی و بازیگوشی و معصومیتتو بپذیری.

 

۵. باز آفرینی (حدودا ۴۵ - ۶۵ سالگی)

 

این دوره گذار مربوط به سازگاری شخصیت با کانون فکری یا چاکرای گلو هست.

 

نشونه های ناقص بودن دوره گذار پنجم در اوایل دوره گذار ششم دیده میشن، مثل پیری زودرس، از دست دادن حافظه، آلزایمر، تبدیل شدن به یه فرد مسن عجیب کلیشه ای، و برگشت کامل به خاطرات بچگی و تجربیات دردناک.

 

 نشونه های تکمیل پنجمین دوره گذار اینه که فرد داستانها، آموزه ها و حکایاتی برای گفتن داشته باشه، خاطراتشو به اشتراک بذاره ، و در زندگیش یک نتیجه گیری کلی و آرامش وجود داشته باشه. حتی اگه حافظه شروع به از بین رفتن کنه ، به جای تبدیل شدن به یه "پیرِ فرسوده"، به دنبال کاوش های فلسفی در خاطراتش میره. و روحش در بعد های مختلف زمانی و مکانی ماجراجویی میکنه. 

 

Quote

مایکل: نشونه های تکمیل پنجمین دوره گذار رهایی از نیاز به داشتن هدف ، معنا و اهمیته، و تأکید روی چیزهای کوچیک زندگیه که به زندگی ارزش میده. زندگی به معنای واقعی کلمه "دوباره آفریده میشه" به گونه ای که دیگه به مسیر و هدف نیازی ندارین. این دوره گذار درواقع به معنی پرسه زدن و "لذت بردن از منظره" ست. تکمیل این دوره اغلب باعث بوجود اومدن شور و شوق جدیدی برای زندگی میشه که در گذشته به خاطر انتظار داشتن ها و پیش بینی کردن ها و نگرانی های بیش از حد به هم ریخته بود. حالا آرامشی در زندگی وجود داره که قبلاً تجربه نشده و از تجربیات کوچیکی لذت میبرین که قبلا حتی متوجهشون نمی‌شدین.

 

ناتمام موندن دوره گذار پنجم به صورت اوقات تلخی ، پشیمونی ، عصبانیت ، کینه و انزجار ظاهر میشه ، و ممکنه فرد به این نتیجه برسه که زندگیش هیچ معنی و مفهومی نداره و بنابراین همه کس و همه چیز بی معنی و بی فایدن.

 

۶. بازبینی (حدودا ۶۰ - ۸۰ سالگی)

 

این دوره گذار مربوط به سازگاری بدن و شخصیت با کانون هیجانی برتر یا چاکرای پیشانی هست.

 

نشونه های ناقص بودن دوره گذار ششم در حسرت های بزرگ، نا امیدانه به دنبال حلالیت و بخشش بودن، گفتن آرزو ها و اعتراف کردن ها در بستر مرگ مشخص میشه. فرد فکر می‌کنه به اندازه کافی در زندگیش عشق یا حمایت دریافت نکرده و از مردن می‌ترسه.

نشونه تکمیل کردن این دوره داشتن آرامش درونی و بیرونیه. فرد با مرگ اجتناب ناپذیرش کنار میاد و میفهمه و عمیقا درک میکنه که عشق رو در زندگیش تجربه کرده و زندگی معنا داری داشته.

 

Quote

مایکل: دوره گذار ششم بازبینی نام داره ، و با شروع چیزی که عامل مرگ فرد خواهد بود مشخص میشه. این تنها دوره گذاریه که اغلب میتونه در عرض چند ثانیه تکمیل بشه. تکمیل این دوره به منزله تسلیم شدن در برابر فانی بودن فرده و فرد زندگیش رو مرور میکنه و کاملا درک میکنه که به‌ خوبی زندگی کرده و حالا به مرگ نزدیکه. این میتونه به صورت یک تصادف ماشین ، یا بیماری طولانی مدت اتفاق بیفته. از نشونه های دوره گذار ششم ناقص میشه به تسلیم شدن ، بی تفاوتی ، توهم ، زوال عقل و انکار اشاره کرد. در مواردی مثل تصادف ماشین، فرد ممکنه کل زندگیشو تو یه لحظه مرور کنه.

 

۷. مرگ

 

این دوره گذار مربوط به سازگاری بدن و شخصیت با کانون فکری برتر یا چاکرای تاجی هست.

 

 

نشونه های ناقص موندن دوره گذار هفتم شامل: رفت و آمد مکرر روح در اطراف خانواده، عزاداری عمیق و طولانی و غیر قابل کنترل خانواده و دوستان و رها نکردن فرد فوت شده، و دوباره حلول کردن فوری در یک بدن جدیده.

 

تکمیل کردن دوره گذار هفتم‌ به این معنیه که "شما" بدون توجه به نحوه ی مرگتون به راهتون ادامه میدین ، زندگی تون رو مرور میکنین ، و اگه نیاز باشه برای مدتی کسایی رو که هنوز روی زمین فیزیکی هستن تسلی میدین و اونارو ملاقات میکنین. بعد از تکمیل این دوره گذار، خیال خانواده و دوستان آسودس که جای شما امنه و در آرامش هستین. و قادرین که با در نظر گرفتن زندگی های قبلی، برای زندگی بعدیتون برنامه ریزی کنین.

 

منابع:

 

 

 

Edited by Zahra
  • LIKE/LOVE 2
Link to comment
Share on other sites

  • Zahra changed the title to دوران گذار درونی (Internal Monads)

Create an account or sign in to comment

You need to be a member in order to leave a comment

Create an account

Sign up for a new account in our community. It's easy!

Register a new account

Sign in

Already have an account? Sign in here.

Sign In Now
 Share

×
×
  • Create New...